Monthly Archives: May 2009

Quiz-50 Questions with Answers

  • What is the most common Element on Earth  ? Hydrogen
  • How Long Does it take for light from the moon to reach the Earth ? 1.26 sec
  • How many miles high is Mount Everest ? 8.846 Miles
  • Which Ocean goes to the deepest depths ? Pacific Ocean
  • Which Bear grows larger Brown Grizzly or Polar ? Polar Bear is twice the Size
  • What is 4ft 8inches in Metres ? 1.42 Metres
  • What does HTML stand for ? Hyper Text Mark up Language
  • If I take 2 apples out of a basket containing 6 apples how many apples do I have ? 2
  • A woman has 5 Potatoes to feed 3 children how can she give them equal portions without fractions ? Mashed Potatoes
  • It occurs Once in a minute Twice in a week and once in a year what is it ? The letter e
  • Which is the odd word out queen, king, pawn, bishop, cardinal, castle, ? Cardinal all the rest are Pieces in Chess
  • Which of these word anagrams is not a tree prujien , hrbci , cusrep, nettschcu, etentl , ilowwl, ? nettle — the others are juniper, birch, spruce , chestnut, willow,
  • What date comes 22 days after June 19th ? July 11th

قانون احوال شخصيه اهل تشیع: شوکت علی محمدی

من نيز مانند ديگر شهروندان متمدن هموطنم حق اظهار نظر در مورد قانون احوال شخصيه يا همان قانون مدني جامعه شيعه را براي خود محفوظ مي دانم! اما من نيز مانند اکثر قريب به اتفاق صاحب نظراني که حق نظر را محفوظ مي دانند و اظهار نظر کرده اند؛ لوح محفوظ اين يار نديده و فيل مولانا را نديده ام، جز تاريکي اقوال و موضع گيري هاي اين چنيني و آن چناني!

در مورد اين قانون طيف هاي گوناگوني اظهار نظر کرده اند؛

۱. منتقدان: منتقدان نيز به گروه هاي ريز تري تقسيم مي شوند؛

الف/1. گروهي که قانون را ديده و از ديد درون ديني نقد هايي بر آن وارد مي دانند مانند موسسه عالي کاتب.

ب/1. گروهي که قانون را نديده، اما با نگاه برون ديني و صرفا عقلاني به قضايا نگرسته و آن را ناقض حيثيت جهاني شيعيان مي دانند. اين گروه بدون در نظر داشت پيوست تدوين کنندگان به اردو گاه سياسي و ….نگران رويگرداني جامعه جهاني از شيعيان افغانستان که وجهه قابل قبولي تا کنون داشته اند؛ مي باشند.

ج/1. جماعتي که به دليل پيوست تدوين کنند گان اين قانون و به ويژه آقاي آيت الله محسني، با اين قانون مخالفند و مخالفت اروپاييان و امريکاييان را وسيله خرد کردن ايشان کرده اند.

د/1. جماعتي که گفتمان هويت سياسي را بر هويت مذهبي ترجيح مي دهند و پا گيري گفتمان و انديشه مذهب محور را موجب سوء استفاده عده اي غير هزاره از اين هويت و تضييع حقوق هزاره ها مي دانند. دليل اين گروه جدا انديشي اين اقليت هاي غير هزاره در مواقع خطر است که مسير شان را از هزاره ها جدا مي کنند.

ه/1. گروهي که چشم به گشايش بلاد فخيمه دارند و در صدد سوداي روشنفکري اند. اينان نه دغدغه مليتي و نه مذهبي دارند و نان خود مي پزند و………

و/1. خارجي ها: نظريات غربي ها در راه افتادن موج مخالفت با اين قانون، نقش مهمي داشته است. مباني انديشه غرب با اسلام تفاوت جوهري دارد. بسياري از آموزه هاي ديني ما براي آنان قابل درک و قابل قبول نيست؛ همان گونه بسياري از ارزش هاي جامعه غربي براي ما چنان است. پس غربي ها اين انتظار را نداشته باشند که ارزش هاي جامعه سکولار و اومانيست غربي در جامعه مسلمان و شديدا مذهبي افغانستان قابل پذيرش باشد. پس آزادي عقيده چه معنايي خواهد داشت! ارزشي غربي خود را به آن ملتزم مي دانند. قرار شنيدگي، عنوان تمکين به تجاوز به عنف در معادل انگليسي آن ترجمه شده که مشکلاتي پديد آورده است.

بسياري از ارزش هاي جامعه ما و غرب در تضاد همند مانند منزلت خانواده و مسؤوليت تربيتي و…اگر در آموزه اسلامي خروج زنان را در مواردي که حق شوهر ضايع مي شود؛ محدود کرده در مقابلش زن را از تأمين زندگي معاف داشته که در جامعه غربي خانواده به منزله «کوهبي تي شن» يا به قول ما به اندوالي تنزل داده است که زن به اندازه مرد باید مخارج زندگی را بپردازد. زن با معافیت از مخارج زندگی فرصت بیشتری برای پیشرفت و آزادی روانی بیشتری دارد تا به مسولیت اصلی او یعنی تربیت انسان که شان انبیاست بپردازد. در صورتي که عالمان روشن فکري مانند علامه فضل الله و…خروج زن را تنها در موردي خوف تضييع حقوق شوهر؛ منوط به اجازه شوهر دانسته است.

ادعاي مقايسه اين قانون با شريعت دشوار آفرين طالباني بي انصافي است. طالبان زنان را از تحصيل باز مي دارند و خروج و عبور و مرور زنان را بدون پليس (محارم) ممنوع مي دانند و …که در اين قانون و واقعيت جامعه شيعه هرگز چنين نيست.

موافقان:

1. اکثريت خاموش:

جامعه هزاره به دليل شيعه بودن و شيعه مسلمان شدن؛ همه مکانيسم هاي دفاعي خود را جهت حفظ هويت مذهبي فعال کرده بود! براي بقاي اين هويتي که در آغاز(سال36هجري به بعد که شنسب در حضور امام علي(ع) مسلمان شد و حکومت غور و غرجستان و مرو به غوريان هزاره واگذار شد) اقتدار سياسي و سعادت اخروي براي شان در پي داشته بود؛ هويت ملي خود را فدا کردند. هزاره هاي شيعه ماده131 قانون اساسي را احيا کننده حقوق پايمال شده شان مي دانند و اين قانون را نماد حضور برابر و انساني در کشور مي دانند. اکثريت خاموش، اين قانون را در اين مرحله اگر چه ناقص هم باشد نشان هويت شيعي خود مي دانند و با توجه به جو بي اعتمادي گذشته، تعديل زود هنگام آن را خطر جدي براي حذف خود مي شمارند.

2. عالمان برجسته ديني: اين قانون به وسيله عده اي از کار شناسان و با سوادان حوزوي تدوين شده و در شوراي علماي کابل تصويب شده و در اختيار وزير محترم عدليه که خود از کار شناسان حوزوي و نيز حقوقدان است قرار گرفت تا روند قانوني خود را طي کرد. عالمان برجسته جامعه ما مانند آيت الله العظمي محقق کابلي و  آيت الله محسني اين قانون را ديده و تأييد کرده اند. عالمان برزگواري مانند آيت الله العظمي فياض، صالحي ترکمني، تقدسي، صادقي پرواني، عرفاني يکاولنگي، و.. اين قانون را رد نکرده اند.

3. اکثريت نمايندگان شيعي پارلمان!

اما……

واقعيت آن است که ما اعتدال رواني نداريم! در موافقت ها و مخالفت ها راه افراط و تفريط را طي مي کنيم!

بر خي از جماعتي که مخالفت کرده اند، از سر دلسوزي است، اما نبايد آن را بوق و کرنا کنند که هر بي سواتي مانند من اظهار نظر کنند و قضايا پيچيده شود و احيانا وهني براي جامعه ما به شمار آيد. نخبگان جامعه راه هاي سالم تري را تمرين و جست و جو کنند. اين مسايل در محافل علمي بررسي شود.

اين مسأله، يک کار کاملا تخصصي است و بايد متخصصان اين فن، يعني فقیهان و عالمان طراز اول جامعه آن را بررسي علمي کنند.

واقعيت آن است که مبناي اين حقوق، نظريات مشهور علما است(اين اصطلاح فني علم فقه است) و آقاي محسني موافقت نکرده که نظريات خودش مبنا قرار گيرد! احتمالا او چنين روزهايي را پبش بيني مي کرده است. اگر چه صاحب نظران حوزوي مانند علامه فضل الله و …از بسياري از نظريات مشهور عبور کرده اند. واقعيت آن است که داشته­ی مورد اتفاق فقه ما همين است که آمده! اگر اشکالي هست در رکود اجتهاد حوزه ما است و تدوين کنندگان آن نظر سوء نداشته اند. ما اگر مخالف يک مسأله هستيم بايد آن را عالمانه نقد کنيم نه آن که جو جامعه التهاب زده را مکدر و تنش آلود کنيم.

مي شد و مي شود ادبيات بهتري در اين قانون استفاده کرد که چنين مشکلاتي پديد نيايد. ترسم آن است در اين مقطع، به جاي سرمه، چشم را کور کنيم که مباد! اميدوارم با حفظ حق نظر، دور انديش باشيم!